نگرانیهای دفاعی و امنیتی در خصوص پذیرش بازرسی آژانس بین المللی انرژی اتمی از مرکز نظامی پارچین

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان

گروه حقوق و سازمان های بین المللی

 

دور سیزدهم مذاکرات ایران و آژانس قرار است شنبه هفته آتی (19 آبان) در تهران برگزار شود. گفته بر اساس آنچه نماینده دائم ایران در آژانس در رابطه با بازدید تیم آژانس از مرکز نظامی پارچین مطرح کرده است، دستگاه دیپلماسی کشور با درخواست های آژانس در این زمینه موافقت کرده و تیم آژانس در خلال این گفتگوها، از سایت پارچین نیز بازدید خواهد کرد.

البته که سیاستگذاری مساله هسته ای و راهبردهای مرتبط با مدیریت آن تا مرحله لغو تحریم ها و ...، امری ملی است که با لحاظ معیارها و ملاحظات متعدد صورت خواهد گرفت. اما مساله اینست که در شرایط حاضر که آژانس از هرگونه قبول مطالبات و خواسته ها به حق ایران خودداری کرده و بر پیگیری سیری پیچیده و مداوم از اتهامات تاکید دارد، در مقابل اجابت بازدید تیم آژانس از پارچین، چه امتیازی برای کشورمان اخذ شده است؟

نگرانی اصلی در این زمینه، ادمه همان مسیر اشتباهی است که تیم های قبلی هسته ای کشور در این رابطه تعقیب کرده بودند. در گذشته نیز به رغم مبنادار بودن رویکرد مقاومت هسته ای، تیم مربوط به اشتباه و بدون اخذ موافقت بخش دفاعی کشور، موافقت با بازرسی آژانس از پارچین را به مانو رسماً اعلام کرد. در واقع، در گذشته نیز بدون لحاظ دیدگاه نیروهای مسلح، با ورود بازرسان آژانس به سایت پارچین موافقت شده بود. دولت جدید که رویکردی جدید در زمینه هسته ای را وعده داده است، در این زمینه همان مسیر قبلی را در پیش گرفته و در این زمینه، خوش بینی های محاط در فضای دیپلماسی را به امور حساس و امنیتی کشور تعمیم داده است. البته خوشبختانه ادامه مسیر مدالیته جدید با آژانس (که متضمن تعهداتی سنگین تر از پروتکل الحاقی بود) متوقف شده است اما در این رابطه نیز دیپلماسی پنهان سبب شده نسبت محتوای پیشنهاد جدید با مدالیته تحمیلی آژانس نامشخص بماند و هنوز به صورت قطع نمی توان گفت که پیشنهاد جدید تا چه میزان ملاحظات ملی و نگرانیهای دفاعی و امنیتی را مدنظر قرار داده است.

آنچه قطعی به نظر می رسد اینست که رویکرد دیپلماتیک غالب در تیم هسته ای جدید به گونه ای است که امکان بازتاب دادن نگرانیهای دفاعی و امنیتی در حداقل ممکن است. در ادبیات راهبردی و مناسبات بین المللی مرتبط با امور دفاعی و امنیتی، اجازه دادن به بازرسان بین المللی برای ورود به یک مرکز حساس نظامی، امری استثنائی و نیازمند احتجاج و استدلال است. به عنوان نمونه، امریکائیها به شدت در برابر درخواست های بین المللی برای بازرسی از سایت های نظامی آن کشور مقاومت کرده اند. حتی حضور بازرسان در تاسیساتی که توسط خود این کشور نیز اظهار شده است، به ندرت و تحت ضوابط و کنترل های شدید صورت می گیرد. از این رو، اصولاً تنها در شرایط حاد و با اخذ تضمین های کافی و متوازن از آژانس در قبال مساله هسته ای است که می شد به این بازرسان اجازه حضور در سایت نظامی پارچین را داد.

تا کنون خبری دائر بر موافقت بخش های دفاعی و امنیتی در خصوص اصل این بازدید یا بازرسی ها از پارچین و دفعات آن و همچنین محدوده های قابل بازرسی و یا نوع اقدامات موردنظر تیم آژانس در این زمینه در دست نیست. با این حال، نگرانیها در این رابطه را نمی توان با فضای کلی دیپلماسی هسته ای رفع و رجوع نمود. خوش بینی دیپلمات های عضو تیم هسته ای به نتیجه مند بودن این گونه اجابت درخواست های آژانس که به عنوان اعتمادسازی صورت می گیرند، بسیار بیشتر از دامنه مورد اتکا در رویکردهای عملی و راهبردهای دفاعی و امنیتی معاصر است. البته کسانی که در محیط غرب سابقه کسب دان و تجربه آن هم در عرصه دیپلماسی دارند، بسیار بیشتر از دیگران باید در خصوص نتایج و پیامدهای این گونه خوش بینی ها و اعتمادها حساسیت به خرج دهند.

در هر حال، هنوز این پرسش حیاتی بدون پاسخ مانده است که ایران تا کنون به ویژه در دورهای یازدهم به بعد مذاکرات با آژانس، به چه دستاوردهای مثبتی از لحاظ تامین منافع و اعتنا به نگرانیهای امنیتی دست یافته است که در مقابل، حضور بازرسان آژانس در پارچین را مجاز شمرده است؟ در این فرایند، بعید نیست که در آینده نیز دیگر خواسته های آژانس نیز به عنوان اعتمادسازی مورد اجابت قرار  گیرد. نکته مهم و راهبردی، اینست که برای اعتمادسازی، باز کردن مراکز حساس نظامی که هیچ ارتباطی با مسائل هسته ای ندارند، نه تنها لازم بلکه جایز نیست. به عکس، ملاحظات دفاعی کشور نباید در چرخه دیپلماسی هسته ای کشور نادیده انگاشته شود و نباید بخش نظامی، در ستون اول اعتمادسازی های موردنظر دیپلماسی کشور قرار گیرد. کماینکه هیچ کشوری نیز در شرایط معقول، چنین رویه ای را در پیش نگرفته و نخواهد گرفت.

توصیه و هشدار به مسئولان در زمینه اتخاذ تصمیماتی که ممکن است پیامدهای نامناسبی بر امنیت و دفاع ملی داشته باشند، از واجبات نظامی اسلامی و دفاع از امنیت ملی است. تصمیم گیری در زمینه مراکز نظامی و سیاست های دفاعی کشور و همچنین ارزیابی پیامدهای این گونه ورودهای بازرسان بین المللی به مراکز حساس نظامی که هیچ گونه ارتباطی با مسائل هسته ای و پادمان ندارند، امری فراتر از تصمیم گیری صرف دیپلماسی است و باید در پرتو قواعد و سازوکارهای خاص خود اتخاذ شود. باید توجه داشت که در عین فواید اعتمادسازی منضبط و قاعده مند، بازرسی از این مراکز غیرهسته ای نه تنها از لحاظ رویه شدن، قابل تامل است بلکه مبنای قانونی نیز نه در قوانین ایران و نه موازین بین المللی ندارد. نهایتاً اینکه صرف نرم شدن مدیرکل و اظهار خوشحالی از تغییر سیاست های کشور در این زمینه ها را معوض و مابه ازای مجوز دادن به تیم های بازرسی آژانس برای ورود به محیط ها و امامن حساس دفاعی و امنیتی قرار داد. رویه جهانی در زمینه باز کردن درب مراکز نظامی به روی مجامع بین المللی این است که تنها در صورت کسب منافع فرازین و ممتاز است که چنین امری اساساً امکان طرح در نهادهای دفاعی و امنیتی می یابد. از این رو، نگریستن با معیار دیپلماسی به مراکز حساس نظامی و بازرسی از آنها، خواه در قبال آژانس باشد یا چیزی دیگر، با رویه بین المللی و معیارهای پذیرفته شده مبتنی بر امنیت ملی، سازگاری ندارد./.

.تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پژوهشکده مطالعات روابط بین الملل می باشد